سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
[ و ابن جریر طبرى در تاریخ خود از عبد الرحمن پسر ابى لیلى فقیه روایت کرده است ، و عبد الرحمن از آنان بود که با پسر اشعث براى جنگ با حجاج برون شد . عبد الرحمن در جمله سخنان خود در برانگیختن مردم به جهاد گفت : روزى که با مردم شام دیدار کردیم ، شنیدم على ( ع ) مى‏فرمود : ] اى مؤمنان آن که بیند ستمى مى‏رانند یا مردم را به منکرى مى‏خوانند و او به دل خود آن را نپسندد ، سالم مانده و گناه نورزیده ، و آن که آن را به زبان انکار کرد ، مزد یافت و از آن که به دل انکار کرد برتر است ، و آن که با شمشیر به انکار برخاست تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد ، او کسى است که راه رستگارى را یافت و بر آن ایستاد ، و نور یقین در دلش تافت . [نهج البلاغه]

بی نشان


سلام

 

یه روز برفی بود. روز زن ...روز ولادت مادر . چند سالی بود که تو خیابون یاسر بودیم. مدرسه بخاطر برف تعطیل بود. رفتم به مامان گفتم من دارم می رم ملاقات. بالای خیابون که رسیدم سربازه گفت: شما کوچیکی بدون همراه نمی تونی بری! 14 سالم بود ولی قد و قوارم کوچیک بود. رفتم خونه پایین پله وایسادم ، گریه کردم، گفتم من امروز باید برم ملاقات، نمیام بالا....

همسایه پایینی صدامو شنید، دلش سوخت، گفت من کارت دارم اما نمی رم! بیا جای من برو....تا زانوم برف بود اما رفتم...باز سربازه گفت که تنها نمیشه! دو تا دختر دانشجو رو همراهم کرد، گفت اینا کارت ندارن. با اینا برو...تا حسینیه پرواز کردیم.  3- 4 متری با بالکن فاصله داشتیم...امام دیر کرد...اما اومد،اومد،اومد....چقدر نورانی بود! مثل یه پدر بزرگ مهربون!!!

 

إنَّ الأبرَارَ لَفِی نَعِیم * عَلَی َ الاَرَائِکِ  یَنظُرُون *تَعرِفُ فِی وُجُوهِهِم نَضرَهَ النَّعیِم *

همانا نیکان در ناز و نعمتند. بر تخت ها تکیه زده تماشا می کنند. در چهره هایشان طراوت و خرمی نعمت را میابی .

 

چند روزی بود می گفتن برای امام دعا کنید....بعد خوندن رنجنامه دلم خیلی براش می سوخت....راستی که جام زهر نوشیده بود....صبح زود بیدار شدم...امتحان نهایی داشتیم...دیدم رادیو قرآن گذاشته! بابا انگار می دونست . خیابون پر بود از ماشینهای مقامات....همه نشستیم پای رادیو...إنَّا لِله وَ إنَّا إلَیهِ رَاجِعُون .....خدایا امام رفت!!!!!!!!!

مردایی که سرگردون می اومدن تو خیابون ما و خاک بر سرشون می ریختن وناله می زدن....می دونستن جماران اینجاس اما جماران بدون امام !! مگه این مردم باورشون می شد ...آخه مگه می شه؟ ! امام که بره ما چه کنیم؟! اما اون روح خدا دعاش پیش دعای یه ملت بالا رفت....با قلبی آرام و ضمیری پاک رفت ! رفت و جای خودش ، خامنه ای عزیزش رو به مردم سپرد!!!!!!!!!!

 

إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرَی * فَإذَا فَرَغتَ فَانصَب * وَ إلَی رَبِّکَ فَارغَب *

مسلماً با هر دشواری آسانی است. پس چون فراغت یافتی به (عبادت) بکوش. و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور.

 

آخ اگه بودین روزی که اسرا اومدن...آخ اگه بودین و ناله هاشون رو می دیدین....چه کردن اسیرانِ آزاده...چه کشیدن وقتی اومدن جای خالی امید و رهبرشون رو توی حسینیه خالی دیدن!!

 

بِسمِ الله الرَّحمَن الرَّحِیم *

وَ العَصر * إنَّ الإنسَانَ لَفِی خُسر * إلَّا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالحَاتِ وَ تَوَاصَوا بِالحَقِّ وَ تَوَاصَوا بِالصَّبر*

قسم به عصر . که بی تردید انسان ها همه در زیانند. مگر آنها که ایمان آورده و اعمال شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش نمودند و به صبر توصیه کردند.

 

خدایا به حق خانم دو عالم ما رو پیش فرزندشون رو سفید کن و آقامون رو برسون !

التماس دعا



بی دل ::: شنبه 86/3/12::: ساعت 10:37 عصر